دیشب با بابام شرط بستیم درباره انتخابات. سر یه شام به فامیل . کل فامیل که نه. همین خود برادران و عروسخانمها و بچهها.
من گفتم که اگر خاتمی بیاید، 3 برابر احمدینژاد رأی میآورد. البته بابا معتقد است که خاتمی عمراً رأی نمیآورد!
البته فعلن که از اصلاحطلبان علاوه بر خاتمی، کروبی هم آمده. امروز صبح هم وقتی پیشخوان روزنامهفروشیها را مرور میکردم اکثراً خبر آمدن میرحسین را هم دادهاند. سایت ابطحی هم کمابیش تایید کرده و مهاجرانی و کدیور هم از حضور هر سه اینها استقبال کردند.
من نظریهای در مورد آراء انتخاباتی دارم و میتوان اسم آن را گذاشت:
قانون دوم ترمودینامیک در مورد انتخابات
آن نظریه این است که:
رأی یک آدم همیشه مقداری ثابت است و فقط از صورتی به صورت دیگر تبدیل میشود.
مثلن هاشمی رفسنجانی تا بحال 2 بار در سالهای 68، 72، و 2 بار هم در دورهی اخیر ریاست جمهوری (سال 84) کاندیدا بوده. رأی او همیشه 10 میلیون نفر بوده است.
حدادل عادل در دورهی ششم مجلس نفر سیام تهران شد و دورهی بعد از آن نفر اول تهران شد. ولی در هر دو دوره تعداد آرائش یکسان بود.
همین خاتمی خودمان، هم در دورهی اول و هم در دورهی دوم ریاست جمهوریاش بیست و خوردهای میلیون رأی آورد.
حالا تحلیل من این است که از مجموع 17 میلیون رأیی که احمدینژاد در دور دوم انتخابات اخیر آورد، تقریبا 7 میلیون رأی ناب خودش بود (یعنی همان 7 میلیونی که در دور اول آورد. تقریباً همان 7 میلیونی که ناطقنوری در سال 76 آورد. خوب 10 میلیون بعدی از کجاست؟
تحلیل ساده و خیلی معمولی من این است که 20 میلیون رأی خاتمی بین رفسنجانی و احمدینژاد تقسیم شد.
ممکن است خوانندگان محترم اینطور نظر بدهند که بعضی از رأیدهندگان دور بعد انتخابات شرکت نمیکنند یا به کس دیگری رأی میدهند و . . . ولی نظر بنده این است که تحولات و تغییرات متنوع در جامعه و از همه مهمتر افزایش سال به سال تعداد رأیدهندگان باعث میشود که تعداد آراء یک نفر همیشه ثابت بماند.
بنابراین اگر احمدینژاد با همان حدوداً 7 میلیون رأی ناب خودش و خاتمی هم با حدود همان 20 میلیون رأی خودش در انتخابات شرکت کنند، من شرط را از پدرم بردهام.
نظرتون چیه؟


